یادگاران (کتاب بروجردی): بعضی آدم ها را باید مدام یادآوری کرد. جان پای دین داده اند.

یادگاران(کتاب بروجردی): بعضی آدم ها را باید مدام یادآوری کرد. جان پای دین داده اند.

یادگاران (کتاب بروجردی) : عباس رمضانی

بریده کتاب(۱):

یکی می خواست بیاید تهران، نمی دانم وزیر دفاع آمریکا بود یا نماینده سازمان ملل.
گفتند شاه گفته: «هیچ اتفاقی نباید بیفته»
همین حرف برای محمد کافی بود. گفت: «باید بیفته»
رفیقی داشت توی اصفهان. اسمش سلیمان بود. توی این جور کارها با همدیگر بودند. خودش هم که تهران بود. درست همان وقتی که قرار بود هیچ اتفاقی نیفتد، یک هلی کوپتر توی اصفهان افتاد پایین، دوتا اتوبوس سفارت آمریکا توی تهران رفت هوا.

بریده کتاب(۲):

دیده بود بروجردی فرمانده منطقه است، آمده بود پیشش.
گفته بود: «دشمن داره می­اد جلو، هیچ امکاناتی هم نیست.»
بروجردی هم که همیشه­ ی خدا می ­خندید. این بارهم خندیده بود؛ طرف عصبانی شده بود؛ زده بود زیر گوشش. برای چندمین بار بود که یکی
می­زد توی گوش بروجردی. بلند شده بود، صورتش را بوسیده بود، گفته بود «شما خسته شده ­ای. بیا بشین. درست میشه»

کتابدوست
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.