مرور رده

سیره بزرگان

زلال حکمت : انسان با فضیلت را هزار هزار کتاب نوشته شود، اندک است. بخوان و حظ کن

زلال حکمت (محمدحسین طباطبایی)نویسنده: نرگس علیمردانیانتشارات: نشر وزراء معرفی: تیراندازی ماهر و اسب سواری تک تیز و بی رقیب، خطاطی برجسته، نقاش و طراحی ورزیده، دستی به قلم داشت و طبعی روان، از نظر اجتماعی استاد صرف و نحو و معانی و

خاطرات حجت الاسلام قرائتی : یکبار سخنی از ایشان شنیده باشی کتاب را از دست نمی دهی

خاطرات حجت الاسلام قرائتینویسنده: محسن قرائتیانتشارات: موسسه درسهایی از قرآن معرفی: گاهی وقت ها در خاطرات آدم های مشهور نکاتی هست که از یک کتاب یا یک سخنرانی بیشتر انسان را تکان می دهد. به خاطر همین همیشه سعی کنید خواندن این کتاب ها

کتاب الی الحبیب : نکند یک وقت از امامت جا بمانی…سرمشقی برای همراهی، برای رسیدن

کتاب الی الحبیب : علی اصغر علوی، بسیج دانشجویی معرفی: حبیب دیر آمد؛ اما آمد. بعضی ها دیر می آیند اما می آیند امامت را چشم انتظار نگذار خودت را به امامت برسان مهم این است که نه از امامت جلو بزن و نه دیر بیا و از امامت عقب بمانی…..

شهید عزیز : خاطراتی آموزنده ودلنشین از شهید مدافع حرم، محمود رادمهر.

شهید عزیز : مصیب معصومیان، انتشارات شهید کاظمی بریده کتاب(۱): می گفت پدر و مادر امامزاده های سیار هستند. هر وقت حاجت دارید، بروید پیششان و عرض حاجت کنید. آنها که دعا کنند، حتما مستجاب می شود. صفحه۹۰ بریده کتاب(۲): در مأموریت

مردی با آرزوهای دوربرد : زندگی و کارهای حاج حسن تهرانی مقدم، پدر موشکی ایران

مردی با آرزوهای دوربرد : عقار حدادی – فائضه، انتشارات لوح نگار معرفی: هدفش موفقیت خودش و تشکیلاتش نبود. حتی هدفش سربلندی سپاه و نیروهای ایران و خاورمیانه قدرتمند هم نبود. صاف و پوست کنده می خواست اسلام « ابرقدرت » شود. خلاصه:

وقتی دلی‌ : دلش در گرو کیست کسی که همه دل در گرو او دارند!

وقتی دلی‌ : محمدحسن شهسواری، شهرستان ادب معرفی: ناگهان گویی چیزی او را وادار کرد به پشت سر نگاهی بیندازد، برگشت. در آن میان دو چشم دید که خیره ی او بودند… چشمانی پرفریب اور ا می نگریست… ۵۰صفحه اول کتاب جذاب نیست و زجرکش می شوید اما

کتاب پدر آسمانی : الگوی خود را در طرز برخورد صحیح با فرزندانتان انتخاب کنید.

کتاب پدر آسمانی : سید محمد مؤمن زاده، مهندس صابر بهلولی / نشر ولایت معرفی: همیشه فکر می کردم بزرگان مملکت مثل وزرا، ومهم تر از همه رهبر، اصلاً زمانی که در خانه باشند را ندارند چه برسد به اینکه باکودکان ارتباط داشته باشند.اگر می

از قبیله باران: روایتی شاعرانه و دلنشین از زندگی و احوالات شیخ مرتضی زاهد

از قبیله باران : خسرو آقایاری، نشر سوره مهر معرفی: من ازآسمان می آیم. قطره ای بارانم وجزء آیت های خدای مهربان اگر دوست داری باران باشی باید با قطره قطره هایی که از آسمان می آید همراه شوی. پس بااین قطره همراه باش. بریده کتاب(۱):

تو را خانه ای هست: داستان زندگی شیخ بهایی عالم بزرگ تشیع

تو را خانه ای هست : کامران پارسی نژاد بریده کتاب(۱): از کلبه خارج شد. شمس الدین محمد مانده بود به دنبال همسرش خارج شود یا عبدالصمد را آرام کند. او را در آغوش گرفت. مادر بازگشت. ظرف را روی زمین گذاشت. بچه ها به داخل ظرف سرک کشیدند.

کتاب زیر شاخه زیتون: مجموعه ای از داستان های کوتاه از تاریخ با زبانی ساده

کتاب زیر شاخه زیتون : مرتضی دانشمند بریده کتاب(۱): سردار بزرگ پهندشت صفین به سپاه انبوه خود رسیدگی می کرد. ناگهان صداهای مبهم و درهمی به گوش رسید. کم کم بیشتر و بیشتر شد. حالا فرمانده بزرگ به وضوح می شنید که… بریده کتاب(۲): چشم