رمان ولادت : داشته هایت را به نور روشن و خانه دلت را به آذوقه های معنوی انباشته…

0

رمان ولادت
نویسنده: سعید تشکری
انتشارات نیستان

معرفی:

گاهی فکر و اندیشه و روح و معلومات انسان نیاز به یک بازخوانی آسمانی دارد. رمان ولادت داشته هایت را برایت با نور روشن می کند و خانه دلت را به آذوقه های معنوی انباشته می کند.
کمی عشق، کمی صبر و کمی فکر نیاز است که این رمان عمیق و دلنشین را تا انتها بخوانی.

بریده کتاب(۱):

چون کودکان خیره سر حرف میزنی پسرک! پدرانی کشته شدند. مادرانی را در آتش سوزاندند. چون نمی خواستند به حرمسرای عباسیان بروند. هفت کودک بی غذا و بی خانمان این جا مانده بودند. من از گریه ی گرسنگی آنان خون می گریستم.
ناگهان سوارانی می آیند ومی گویند: آمده ایم برای این کودکان به امر مولایمان پدر باشیم. به زودی علی ابن موسی پسر موسی بن جعفر از این جا خواهد گذشت. صفحه۱۱۵

بریده کتاب(۲):

چون مردان باجگیر عباسی سخن می گویی! وقتی بخواهند ما را مجوس می خوانند و می کشند. وقتی هم ما را از علویان می خوانند باز هم می کشند. وقتی هم بزرگ علویان را با ما بیگانه می دانند و او را از خودشان می خوانند. حواست هست؟ اصل این است که نمی خواهند ما، ما باشیم. صفحه ۱۱۵

بیشتر…
دعبل و زلفا : روایتی عاشقانه از شاعری که مورد عنایت امام رضا(ع) بوده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.