مرور رده

تاریخی

کتاب گریه ها و یاکریم ها : مجموعه ای داستانی از زندگی دانشمندان مسلمان

کتاب گریه ها و یاکریم هانویسنده: سعید هاشمیانتشارات مدرسه بریده کتاب: خواجهکاغذي را که براي او فرستاده بودند باز کرد و شروع کرد به خواندن. نامه سؤال علمي نبود، مسئله مذهبي هم نبود، فقط فحش بود. طرف هرچه فحش بلد بود ريخته بود توي کاغذ

کتاب میرزا تقی خان امیر کبیر : گذر به گذشته ای که نمی شود دید ولی می شود خواند

کتاب میرزا تقی خان امیر کبیرنویسنده: مينا چوپانيانتشارات میراث اهل قلم معرفی: آدم با خوندن بعضی کتابها ميتونه تا حدی نبودش رو تو بعضی زمان ها جبران کنه مثل خوندن اين کتاب… بریده کتاب: سربازان به سختی غائله را خواباندند. از امير

کتاب گردنبند عجیب : داستان شیرینی از مادرِ مهربانی ها از زبان گردنبند ایشان

کتاب گردنبند عجیبنویسنده: غلامرضا آبرویانتشارات: نشر حضور معرفی: مادر منشأ محبت است، و حضرت فاطمه مادر تمام ما نوجوان و جوان امروز بی پناه و سرگردان است چون مادر حقیقی خود را نمی شناسد و از محبت او به خود بی خبر است اگر در کودکی او

کتاب نفوذ در ایران : روباه پیر را اگر می خواهی بشناسی دقایقی با کتاب همراهی کن.

کتاب نفوذ در ایراننویسنده و انتشارات: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی بریده کتاب: باید بگویم که اسناد طبقه بندی شده وزارت خارجه انگلیس معمولا هر ۳۰ سال یک بار از رده محرمانه خارج و منتشر می شود اما عجیب است که اسناد این کشتار وسیع

فواره ی گنجشک ها : داستان شیرین یک زندگی و شاید هم یک سرمشق دوست داشتنی

فواره ی گنجشک هانویسنده: محمود پوروهابانتشارات جمکران خلاصه: کتاب خیلی ساده و بی آلایش به زندگی امام صادق(ع) پرداخته است و سخنان امام را خیلی به جا و به موقع استفاده کرده است چنان که این سخنان خیلی قشنگ به جان می نشیند. بریده

یک فتوا یک اراده : روایتی داستانی و کوتاه درباره ی یک واقعه ی مهم تاریخی و نام آشنا

یک فتوا یک ارادهنویسنده: مجید ملکانانتشارات: مرکز اسناد انقلاب اسلامی بریده کتاب: ناصر الدین شاه وقتی وارد حرمسرا شد قلیان ها را شکسته دید. با تعجب پرسید: این قلیان ها برای چه شکسته شده اند و زنان در پاسخ اظهار کردند: که براساس فتوای

کتاب یادش : زندگینامه بعضی را که میخوانی نگاهت به زندگی دیگر مثل سابق نیست…

کتاب یادشنویسنده: مهدی قرلیانتشارات: میراث اهل قلمزندگینامه حجت الاسلام دکتر اسکندری معرفی کتاب یادش: دیشب و پریشب که آمده بود مسجد دستش سبز بود. امشب هم. پرسیدم حاج آقا چرا دستتون سبزه؟ لبخند همیشگی به خنده تبدیل شد و گفت: خانمم یه

نخل و نارنج : بعضی ها نامشان در تاریخ ماندگار است… این کتاب راوی یکی از آن هاست

نخل و نارنج نویسنده: وحید یامین پورانتشارات جمکران بریده کتاب: سید محمد طباطبایی در تمام مدت چشم در چشم مرتضی سکوت کرده بود مرتضی آرام وبا قدم های کوتاه جلو آمد و به موازات پدرش، مقابل استاد ایستاد، سید محمد به چهره جوان ومصمم مرتضی

کتاب دوست خوب خدا : دوست خوب که باشد هم خیال راحت است هم مسیر گلباران

کتاب دوست خوب خدانویسنده: مسلم ناصریانتشارات: جمال معرفی: خدای مهربان به تونا و تارخ پسری می‌ دهد سالم و زیبا اما نمی‌تواند یعنی اجازه ندارد کنار پدر و مادرش زندگی کند. خانه‌ اش غار کوچکی است در دل کوه کمی دور از منزل پدر و مادر تا

اعترافات غلامان : داستان دوران ولایتعدی شاه خراسان..خوشا به حال غلاماتان آقا

اعترافات غلاماننویسنده: حمیدرضا شاه آبادیانتشارات: به نشر(آستان قدس رضوی) خلاصه: داستان از زبان تعدادی از غلامان دارالحکومه مرو می باشد. کسانی که کاروان امام رضا علیه السلام را همراهی کردند، سپس برای کنترل امام مامور نگهبانی از