کتاب هوای من : یک زندگی و یک دل…دلی که خواهان لذت است، به هر بهایی.

0

کتاب هوای من
نویسنده: نرجس شکوریان فرد
انتشارات: عهد مانا

معرفی:

حال و هوای جوانی و خواهش پرداختن به ممنوعه‌ ها، فکر و هوس دختر و پسرهای این داستان است.
کارهایی که از انجامش لذت می‌ برند هرچند که در خلوت شبانه نا امیدی و پشیمانی مثل خوره به جانشان بیفتد اما فردا باز هم مزه‌ی لذت را نمی‌ شود ندیده گرفت…

دیالوگ ماندگار کتاب :
با عصبانیت گفت:
اگر فکر می کنی زندگی این دنیا ابدیه اشتباه کردی،
بابای من نموند،
مادر خودت هم مرد،
مسعود هم می میره متأسفانه، تو هم می میری متأسفانه…
دنیا به هیچ کس قول صد در صد موندن نداده متأسفانه!
قاعده هرکی می‌ تونه از سختی فرار کنه رو هم، هیچ بشری نتونسته پیاده کنه، متأسفانه!

بریده کتاب(۱):

دل آدم راهنما می خواد، امام می خواد، این امام حساب دلتو می رسه، هوای دلتو عوض می کنه، خراب که می شی تعمیر می کنه. به سختی و چه کنم چه کنم که می افتی کمکت می کند. بی معلم نمی شه مدرک گرفت.

بریده کتاب(۲):
جوان های ما مظلوم واقع شده اند، فطرت های پاکی دارند. فکرهای بلند و دل های آماده. چندتا خطایی هم که می کنند نه از سر لجاجت با خداست نه بی حرمتی. کسی برایشان معادله دنیا را درست نبسته است. مثل یک حیوان با آن ها برخورد می شود. خانواده ها که فکر می کنند، امکانات بیشتر، راحتی فراهم و دیگر هیچ! در حالی که دوتای این ها برای خراب کردن یک روح کفایت می کند. انگار بچه هایشان گربه ی خانگی اند که غذا آماده، مکان خواب آماده، گاهی نوازش هم نوازش بشوند و دیگر هیچ. انسان حیوان نیست. صاحب فکر است. منبع اطلاعات بدردنخور نیست. عقل دارد! راحت طلبی نیازش نیست! اگر نجنگد، می پوسد، خراب می شود، خراب می کند!
باید بگذاریم جوان ها با نفسشان بجنگند نه از کودکی هر کاری خواستند، هر چیزی خواستند فراهم شود، …متوقع می شوند…خسته می شوند، تنبل و کسل می شوند…، راحت طلب می شوند…شهوت پرست می شوند و…

بریده کتاب(۳):
سخت ترین کار؛ ایستادن مقابل هوای نفس است که مدام می گوید خط قرمز هایی را که خدا معین کرده رد کن. اگر رد کنی لذتی می بری عجیب! و عجیب این است که این لذت این قدر کم است که به ساعتی تمام می شود و تازه دوزاری ات می افتد که چه غلطی کردی؟ یا شاید هم کمتر از لحظه، مثل فحش که می دهی. لذتش به ثانیه هم نمی کشد. آرام که نمی شوی هیچ، خوی لگدپرانی حیوانی ات، بدتر اوج می گیرد.

بریده کتاب(۴):
من دلم می خواهد حس های طرف مقابلم ناب باشه و تا حالا به کسی نگفته باشه، خودم هم همینو دوست دارم‌. زندگی شخصی رو، به شخص تقدیم کنم، نه به ده نفر تعارف کرده باشم. حتی نگاه محبتی رو هم می خوام فقط به کسی بندازم که بدونم محبتش رو خرج ده تای دیگه مثل من نکرده.

معرفی بیشتر به روایت کلیپ…

بریده کتاب(۵):
دشمن درونت دارد بی وقفه می کوبد و تو باید حواست دائم جمع باشد، همه اش به خودت هشدار بدهی، مخصوصاً با این فضای مجازی که تا توی رخت خواب همراهت هست و با فیلم و تصویرها یک لحظه همه ی دارایی ات را که به زحمت در جنگ های تن به تن نفس و دل و عقلت، جمع کردی، نگیرد.

بریده کتاب(۶):
چای را مقابلش می گذارم:
_ یه کاری نکن زنگ بزنم مامانت اینام بیان، اون وقت همین جوابا رو تحویلت بدم!
_ آبروی خودت می ره، می گن چه دومادی! به دخترمون گرسنگی می ده.
_ تقصیر خودمه… پرروت کردم!
می خندد. زن ها همیشه باید در خانه بخندند‌. خانه ای که زنش شاد باشد هیچ موسیقی نمی خواهد. بهترین موسیقی پخش شده ی عالم صدای خنده ی محبوبه است.

بریده کتاب(۷):
خدا گفته با هوای نفست بجنگ؛ اگر نجنگی، دنیا و مردمش مجبورت می کنن که با خواهش ها و امیال پستت بجنگی! اون وقت با بدبختی و بیچارگی تن به جنگ با نفست می دی!

بریده کتاب(۸):
آبادی یک لذت کوتاه مدت، همان قدر کوتاه است. اما خرابی که به بار می آورد بلندمدت است خیلی وقت ها هم جبران نمی شود.

بریده کتاب(۹):
بحث بی وجدانی من و تونیست…پذیرش حق، آدم را عاقل می کند…عقل هم زندگی را آباد…

مرتبط با هوای من 👇🏻👇🏻👇🏻

بیشتر ببینیم..
عکس نوشته های کتاب هوای من📷

بیشترتر ببینیم…
کلیپی بی نهایت جذاب از کتاب هوای من….🎥

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.