کتاب لحظه های سکسکه : داستان رفاقت همیشه خواندنیست، این یکی از شیرین ترینشان است

کتاب لحظه های سکسکه
نویسنده: علی اکبرپور
انتشارات: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

معرفی:

رقابت گاهی کینه می ­آورد و گاهی هم رفاقت. من شاگر اول کلاس بودم که بهروز از محله دیگر آمد کلاس ما. شاگر اول بود. اتفاق­ های زیادی برای ما دو تا افتاده که خواندنی است. این کتاب داستان آن اتفاقات است.

خلاصه:

پسری که داستان دوستی اش با شاگرد تازه وارد به کلاس را تعریف می کند. این ها هر دو شاگرد اول هستند. اما در کنار رقابت رفاقتی شیرین بینشان ایجاد می شود. هر دو به جبهه می روند در حالی که سن کمی دارند و اسیر می شوند. تازه وارد، هم شجاع تر است و هم منش اخلاقی بهتری دارد. و این اثر خوبی روی دوستانش می گذارد. وقایع مدرسه و جبهه و اسارتشان خواندنی است.

بریده کتاب:

گفتم: بهروز
گفت: ها
– يادت مي ياد توي مسابقه سرسره ي برفي اون سال پات در رفت و سرو صورتت زخمي شد؟
– لقمه ديگري گرفت و گفت: ها پس يادم ميره خوب منظور؟
– هيچي همش زير سر من بود حلالم کن. خنديد.
گفتم:
– چي شده؟ کجاش خنده دار بود؟
– همون موقع حلات کردم
– پرسيدم چه طور؟ علم غيب داشتي؟
گفت:
فردا يا پس فرداي همون روز توي جا افتاده بودم که فريدون اومد ديدنم و همه چيزو از سير تا پياز برام تعريف کرد
– اي خدا لعنتت کنه فريدون.

بریده کتاب(2):

بهروز از توي کوله پشتيش چيزي در آورد. دورش را با کاغدي مثلا کادو کرده بود. پاکت نامه را گذاشت رويش و انگاري کمي خجالت بکشه. گفت:
– برسون دست ساره. و مي خواست بگذارد توي دستم که نگذاشتم گفتم: مگه خودت چلاقي؟ از کجا معلوم که زودتر از من برنگردي. محل؟ دستم را گرفت و کشيد و گفت: قبول کن بچه، آدم اين جا خيلي چيزارو زودتر مي فهمه…

مرتبط با کتاب لحظه های سکسکه 👇👇👇

بیشتر بخوانیم..
پایگاه سری : قصه بزرگ مردانی که کوچک بودند…روایتی از جنگ کردستان

بیشتر ببینیم…
کلیپ از کودکی تا اپلای

کتابدوست
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.