نمکتاب
نمکتاب جایی برای کتاب های خوب

کتاب شومن : درگیرتان می کند داستان این فیلمنامه ی متفاوت

کتاب شومن 
نویسنده: بهزاد بهزادپور
انتشارات نیستان

بریده کتاب:

[یکی از پلیس‌ های کنار پنجره به آرامی به داخل بانک سرک می‌ کشد. از دید او داخل بانک را می‌ بینیم که هیچ‌ کس در آن نیست. صدای یک نفر از پشت میز می‌ آید که با فریاد می‌ گوید.]
صدای گروگان: فرار کردن… رفتن… کمک… کمک….

بریده کتاب(۲):

فیلیپ سعی دارد حرف بزند. فقط به خود فشار می‌ آورد. رئیس پلیس گوشش را نزدیک دهان فیلیپ می‌ کند. فیلیپ بر خود فشار می‌ آورد. قطره اشکی از چشمش پایین می‌ غلطد. زبانش “ج” را تلفظ می‌ کند. فیلیپ بغض کرده، ناگهان نفسش می‌ برد و سرش به سمتی می‌ افتد.

 

بریده کتاب(۳):

دو پلیس با اسلحه‌ های کشیده از پشت درب به داخل بانک سرک می‌ کشند.‌ فیلمبردار از آنها فیلم می‌ گیرد. ناگهان پلیس‌ها با دیدن وضع داخل بانک، شوکه شده، با وحشت عقب می‌ جهند. یکی از پلیس‌ ها با فریاد:
پلیس: سرقت، کسی جلو نیاد.

 

بریده کتاب(۴):

جونز به آرامی یک قدم به جلو می‌ گذارد. ناگهان از دو سمت پنجره بانک، پی در پی گلوله شلیک می‌ شود. فیلمبردار وحشت‌ زده به عقب فرار می‌ کند، جونز هم همچنین. در پشت سر آنها یکی دو گلوله دیگر شلیک می‌ شود. ناگاه جونز بر زمین می‌ خورد. فیلمبردار خمیده و وحشت‌ زده به سمت جونز می‌ دود. دست او را گرفته و در تلاش برای دور کردن جونز از معرکه، او را بر زمین می‌ کشد و در همه این حالت‌ ها هم فیلم می‌ گیرد.

بریده کتاب(۵):

در کنار فرانچسکو و همسر ریکارد، با فاصله دو سه متر، عده‌ ای ایستاده‌ اند. در بغل یکی از آن‌ ها ساک ورزشی می‌ باشد. همسر ریکارد، فرانچسکو را با خود می‌ کشد. ناگاه از داخل ساک ورزشی دو گلوله بی صدا شلیک می‌ شود. فرانچسکو محکم تکان خورده و خشکش می‌ زند‌. جوانک ساک در بغل خونسرد حرکت کرده و می‌ رود. فرانچسکو بر زمین می‌ افتد.

مرتبط با کتاب شومن

بیشتر بخوانیم…
فیلم نامه پروین : طنزی اجتماعی، روان و جذاب، هم برای کتابخون ها و هم فیلم بین ها…

بیشتر ببینیم…
کتاب خوب را با دیدن این ویدوئو ها می توانی پیدا کنی…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.