کتاب جانستان کابلستان : روایت سفری به افغانستان

کتاب جانستان کابلستان : روایت سفری به افغانستان

کتاب جانستان کابلستان
نویسنده: رضا امیرخانی
انتشارات افق

بریده کتاب:

نکته‌ جالب این است که انگلیسی ‌ها در هند نیز دعوای اردو و فارسی را راه انداختند. یعنی مدام بین مردم شایع می ‌کردند که جمعیت اردوزبانان بیشتر است و بایستی زبان رسمی اردو باشد. میان فارسی زبانان شایع می ‌کردند که میراث زبان فارسی غنی تر است بایستی زبان رسمی فارسی باشد و… اما در عمل انگلیسی جایگزین هر دو شد! دقیقا مثل بازی امروز افغانستان بین فارسی و پشتو…

 

بریده کتاب(۲):

جنگ شما فقط لب مرزها بود. جنگ ما در خانه‌ هامان هم آتش می ‌زد. خانه جنگی بود. ام‌روز نسل سوم افغانی، یعنی جوان سی و پنج ساله، به جز جنگ ندیده است. می‌ فهمید یعنی چه؟ یعنی او اصل نمی ‌داند آشتی یعنی چه… آرامش یعنی چه…

 

بریده کتاب(۳):

میزبانانم از سوی دیگر، معترض‌ اند: شما فقط در سینما از ما قاچاقچی نشان داده ‌اید!
بگذریم… اما…
اما چه؟
اما روشن فکران افغانی هم در شناساندن خود به ما کوتاهی کرده ‌اند. از طریق فضاهای مجازی و مستندها. یک سایت امروز نداریم که معرفی کند شهر هرات را. ما باید به مردم‌ مان بفهمانیم که تفاوتی نداریم با هم، که وضع مرزها به کم از دو صد سالِ قبل برمی گردد، آن هم به حیله‌ دشمن مشترک. پنجره ‌های فرهنگی ما بیشتر رو به غرب باز می ‌شد، اما شما پنجره ‌تان رو به ایران باز می ‌شود. شما بیشتر کم ‌کاری کرده ‌اید!

 

بریده کتاب(۴):

شهر پر است از تابلوهای فراوان تبلیغات آمریکایی، عمدتا با تصاویری از نیروهای خارجی مستقر با مردم و البته جملاتی در مدح صلح. مثلا تصویری می ‌بینی از سربازی با کلی دم و دستگاه که خم شده است در لیوان سفالین کودکی از داخل قمقمه ‌اش آب می‌‌ ریزد. یکی نیست بگوید که این همه راه را کوبیده ‌اید بیایید برای همین؟ سقایت یک لیوان آب، که -مطابق تصویر- این همه جی پی اس و جلیقه‌ ضدگلوله و کلاه فلزی و… نمی خواهد!

کنسول باید بداند که شوق افغانی برای سفرِ به ایران، بسیار بیشتر است از شوق ایرانی به غرب.

مرتبط با کتاب جانستان کابلستان

بیشتر بخوانیم..
بادبادک باز: تصویری منفی و غیر واقعی از مردم افغانستان

بیشتر ببینیم…
چرا جمهوری اسلامی باید از #اوکراین حمایت کند

کتابدوست
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.