کتاب نشت نشا

کتاب نشت نشا

کتاب: نشت نشا
نویسنده: رضا امیرخانی
ناشر: قدیانی

معرفی کتاب:
“نشت نشا”، کلمه برساخته امیرخانی، به جای کلمه “فرار مغزها” است. او در این کتاب با مثال‌ های کاملا جزئی و عینی، وجوه این مسئله را تحلیل می‌ کند و در انتها دو راه حل کلان (بومی ‌سازی علم) و خُرد (حمایت علمی و پژوهشی از نخبگان داخلی) را ارائه می‌ دهد. از نظر امیرخانی، نشت نشا یک فرآیند طبیعیِ محصول برخی عوامل است و تا علت‌ ها از بین نروند، معلول ‌ها را نمی ‌توان از بین برد.
رضا امیرخانی از معروف ‌ترین نویسندگان کنونی است که توانسته سبک خاص خود را خلق کند و با ذهن پویای خود، علاوه بر چندین رمان، تعدادی کتب تحلیلی و سفرنامه نیز به نگارش درآورد.
از جمله رمان‌ های امیرخانی، می ‌توان به “ارمیا”، “منِ او”، “بیوتن” و “قیدار” اشاره کرد. در زمینه کتب غیرداستانی و تحلیلی نیز، علاوه بر “نشت نشا”، “نفحات نفت” را منتشر کرده است. چند سفرنامه نیز از او در دسترس است: “جانستان کابلستان” و “داستان سیستان”.
نشت نشا، نوشته رضا امیرخانی، در سال ۱۳۸۳ توسط انتشارات قدیانی در ۱۰۲ صفحه منتشر شده است.

تبلیغ کتاب:
چند سالی است که اصطلاح فرار مغزها را می ‌شنویم. مواضع افراد نیز به این پدیده متفاوت است. اما بالاخره پدیده‌ ای است در حال رخ دادن. و بهتر است به جای مقصر دانستن معلول، به سراغ علت برویم و آن را اصلاح کنیم.
اگر می ‌خواهید با دیدگاهی موشکافانه و متفاوت نسبت به پدیده فرار مغزها آشنا شوید، خواندن این کتاب را توصیه می ‌کنم. مخصوصا قلم جذاب و سبک خاص و ذهن باز و اطلاعات گسترده امیرخانی، لطف خواندن کتاب را دو چندان می ‌کند.

خلاصه کتاب:

_ به پدیده فرار مغزها باید به عنوان یک فرآیند و یک مسئله کلان نگریست، که با دیگر بخش ‌ها در ارتباط است. ابتدا باید روابط علی_معلولی را بررسی کرد. تا وقتی علت را از بین نبریم، معلول پابرجا خواهد بود. باید ورودی‌ ها را درست کرد، تا خروجی ‌ها تصحیح شوند.
طبیعی است که با امکانات برتر خارج از مرزها، مغزهای ما مهاجرت کنند. و این مسئله، خاص کشور ما هم نیست‌. حتی اروپاییان نیز به امریکا مهاجرت می ‌کنند و حتی در خود امریکا، از ایالات فقیرتر به ایالات ثروتمندتر!

_ اگر در قرون سابق، بردگان را به زور به امریکا می ‌بردند و حتی از لاغرها و مریض ‌ها هم نمی ‌گذشتند، امروزه مغزها خودشان با پای خودشان می ‌روند و کشور مبدا نیز، فقط برترین ‌ها را گزینش می ‌کند. کسانی که در امریکا درس می‌ خوانند و به کشور خود باز می ‌گردند، تبدیل به نیروی امریکا در آن کشور می ‌شوند.

_ متون دانشگاهی ما، ترجمه شده متون غربی ‌اند. لذا علومِ آموخته شده، در داخل کاربرد ندارند. نتیجه می ‌شود مهاجرت به کشورهایی که آن علوم را تولید کرده ‌اند. علمِ ترجمه ‌ای، بیش از علوم تجربی، در علوم انسانی‌ است که خطرناک است.
نهایتا مقالات ما نیز در مجلات غربی چاپ می ‌شوند. یعنی در واقع ما بی‌‌ جیره و مواجب، به سوالات علمی غربیان پاسخ می ‌دهیم.

_ مهم‌ ترین مسئله این است که برای تولید علم بومی، باید سوال بومی داشته باشیم. هم‌ چنین روش نیز باید بومی باشد.

_ برای تصحیح فرآیند، باید نظام نخبه ‌یابی و ارج نهادنِ علمی را تغییر دهیم. ملاک نخبگی فقط راه یافتن به المپیادهای علمی و رتبه برتر کنکور نیست. که اینها فقط باعث فربه شدن موسسات کمک آموزشی و هدر رفتن عمر محصلین می ‌شود.
برای تقدیر از نخبگان، نباید به جوایز و تسهیلات نقدی اکتفا کرد. باید شخصیت آنها را ارج نهاد و فضای مناسب پژوهشی فراهم کرد.

_ نهایتا دو راه حل بلند مدت و کوتاه مدت می ‌توان بیان کرد:
راه حل بلند مدت: تولید علم بومی. چنان که اکنون مثلا اگر هنرمند قلم ‌زن یا طلبه حوزه علمیه قم به کشور دیگری مهاجرت کند، باعث نگرانی نمی ‌‌شود.
راه حل کوتاه مدت: بها دادن به مغزها، خارج از شعار. ابتدا نیز، باید به فکر نیروهای داخل باشیم.

مرتبط با کتاب نشت نشا:

بیشتر بخوانیم…

خرید کتاب اپلای

بیشتر ببینیم…

دهه هشتادی ها،نخبه های ایرانی،اپلای

فاطمه زمان پور
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *