مرور رده

تاریخی

کتاب یادش : زندگینامه بعضی را که میخوانی نگاهت به زندگی دیگر مثل سابق نیست…

کتاب یادشنویسنده: مهدی قرلیانتشارات: میراث اهل قلمزندگینامه حجت الاسلام دکتر اسکندری معرفی کتاب یادش: دیشب و پریشب که آمده بود مسجد دستش سبز بود. امشب هم. پرسیدم حاج آقا چرا دستتون سبزه؟ لبخند همیشگی به خنده تبدیل شد و گفت: خانمم یه

نخل و نارنج : بعضی ها نامشان در تاریخ ماندگار است… این کتاب راوی یکی از آن هاست

نخل و نارنج نویسنده: وحید یامین پورانتشارات جمکران بریده کتاب: سید محمد طباطبایی در تمام مدت چشم در چشم مرتضی سکوت کرده بود مرتضی آرام وبا قدم های کوتاه جلو آمد و به موازات پدرش، مقابل استاد ایستاد، سید محمد به چهره جوان ومصمم مرتضی

کتاب دوست خوب خدا : دوست خوب که باشد هم خیال راحت است هم مسیر گلباران

کتاب دوست خوب خدانویسنده: مسلم ناصریانتشارات: جمال معرفی: خدای مهربان به تونا و تارخ پسری می‌ دهد سالم و زیبا اما نمی‌تواند یعنی اجازه ندارد کنار پدر و مادرش زندگی کند. خانه‌ اش غار کوچکی است در دل کوه کمی دور از منزل پدر و مادر تا

اعترافات غلامان : داستان دوران ولایتعدی شاه خراسان..خوشا به حال غلاماتان آقا

اعترافات غلاماننویسنده: حمیدرضا شاه آبادیانتشارات: به نشر(آستان قدس رضوی) خلاصه: داستان از زبان تعدادی از غلامان دارالحکومه مرو می باشد. کسانی که کاروان امام رضا علیه السلام را همراهی کردند، سپس برای کنترل امام مامور نگهبانی از

چای خوش عطر پیرمرد : زندگینامه یک انسان خاص. نامش به گوشتان آشناست.

چای خوش عطر پیرمرد نویسنده: سید سعید هاشمی انتشارات: عهد مانا بریده کتاب: قطار با صدای تلق و تلوق بلندی در حال حرکت به سمت استامبول بود. مدرس خسته شد. عبا و قبایش را درآورد و سراغ اثاثیه اش در واگن رفت. منقل را برداشت و

من ادواردو نیستم : مهدی یا ادواردو؟ بنظرت انتخاب این مرد ثروتمند چیست؟!

من ادواردو نیستمنویسنده: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادیانتشارات: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی بریده کتاب: حتماً در تاریخ خوانده‌اید مشرکان مکه رفتن پیش پیامبر. به پیامبر گفتند ای محمد ما هرچه بخواهی به تو می‌دهیم هر چقدر پول و ثروت و

مردی از جنس نور : روایتی از شرح بزرگترین تحریف و انحرافات در عالم..بشدت متفاوت

مردی از جنس نورنویسنده: سید مهدی شجاعیانتشارات نیستان معرفی: سلیم: این کتاب، شرح بزرگ ترین تحریف و انحرافات در عالم است. من این کتاب را نه با مرکب و قلم، که با خون و استخوانم نوشتم… (ص۱۲۰) یه رمان متفاوت تر از اون چیزی که فکرشو می

رمان ولادت : داشته هایت را به نور روشن و خانه دلت را به آذوقه های معنوی انباشته…

رمان ولادتنویسنده: سعید تشکریانتشارات نیستان معرفی: گاهی فکر و اندیشه و روح و معلومات انسان نیاز به یک بازخوانی آسمانی دارد. رمان ولادت داشته هایت را برایت با نور روشن می کند و خانه دلت را به آذوقه های معنوی انباشته می کند. کمی عشق،

توضیح الرسائل کربلا : چطور از دل ۱۸هزار نامه عاشق، ۳۰هزار قاتل ایجاد شد؟!

توضیح الرسائل کربلانویسنده: سیدعلی اصغر علویانتشارات: نشر سدید معرفی: «پاسخ‌های زیادی به معمای تاریخی «قلوبهم معک و سیوفهم علیک» داده شده است: دل‌هایی با او و شمشیرهایی بر او؟!این کتابی تلاشی است برای حل این معادله عجیب تاریخ که در

مسافر جمعه : قطعاً کم خوانده ای رمانی که هم عاشقانه باشد هم سیاسی هم تاریخی

مسافر جمعهنویسنده: سمیه عالمیانتشارات: کتابستان بریده کتاب: از بالکن حیاط را نگاه کرد. کف حیاط پر از پاره های آجر و شاخه های درخت بود. کتاب ها را ریخته بودند وسط حیاط و آتش زده بودند و دودش پیچیده بود توی حیاط. نمی فهمید چه اتفاقی