با کلاس ها و با فرهنگ ها کتابخوانند. (نهضت ملی کتابخوانی: نمکتاب)
به نام خالق زیبایی ها

مطالب مرتبط

5 دیدگاه

  1. 1

    محسن

    من قبلا بعضی از کتابهای این شخص رو خوندم و متاسفانه باید بگم قلبم درد گرفت از این همه نادانی در استفاده از ابزار جنسی و بیجیایی در بیان و …
    ایشون بهیچوجه یک داستان نویس ادبی نیستند و نمیتونن صرفا با پر نویسی به مخاطب حرفه‌ای این رو القا کنند.
    از همه بدتر اینکه ایشون یک طلبه و روحانیه که انقدر افتضاح به بار آورده و ایت یعنی صحه گذاشتن به روش نگارش مستهجن نویسی. کمی هم بفکر آخرت بودن در نگاه هم مسلکهای ایشون بد نیست…
    اینکه این نگارش‌ها رو به عنوان مستند مطرح میکنند هم بنظر من یا یک دروغ بزرگه و یا یک دروغ و راست مخلوط شده در میکسر. بنظر من هیچ ارزشی نداره ترویج کتابهای ایشون.
    در کنار کتاب کف خیابون، گاهی کتاب “تاب طناب دار” شنیده میشه که انصافا از قوت قلم و طراحی داستان و شخصیت پردازی و … هیچی کم نداره. کتابی که وقتی مخاطب دست میگیره نمیتونه زمین بذاره بدون استفاده‌های ابزاری از مسائل جنسی و …
    بنظر من کتاب تاب طناب دار رو در اینجا تحلیل و نقد کنید تا استفاده کنیم.

    پاسخ
    1. 1.1

      محمدحسینی

      من فقط کتاب کف خیابون ۱ این آقای به اصطلاح طلبه رو خوندم و باید بگم متاسفانه هر گردی گردو نیست. هر طلبه ای متعهد و مقید نیست. خوندن کتاب حال بدی به آدم میده … الان که نقدشو دیدم بیشتر متوجه شدم و افسووووووس می خورم از وجود همچنین نویسنده هایی. ضربه ای که ایشون با لباس پیغمبر به دین و مذهب و نویسندگی می زنن بدتر از یک آدم معمولیه… ان شاءالله مردم بتونن تشخیص بدن و به حساب اسلام نزارن .
      در آخر آرزو می کنم مرجعی پیدا بشه که جلوی این اشخاص و این آثار و ضربه اونها به دین و ایمان مردم رو بگیره .

      پاسخ
  2. 2

    فاطمه

    سلام
    اولا من نمیدونم شما مخالف جهرمی هستید یا موافقش؟؟
    من خودم شخصا با اینکه قبول دارم خیلی جذاب و هیجان انگیزه، ولی اشکالات اساسی و غیرقابل اغماض داره. اما:
    اینی که منتشر کردید نقد نبود به نظر من. انگار اصلا منتقد محترم هدفشون تبلیغ جهرمی بوده!! بیشترش رو که داشتید از کتابها نقل قول می کردید؛ از چندجاش درحالی که یه نمونه کافی بود. اما مخصوصا توی مسائل جنسی، همه رو آورده بودید که من بفهمم چقدر این جهرمی نوشته هاش بده! خب اگه با انتشار اینا مخالفید چرا تکرارش می کنید؟ یکی رمان ها رو نخونده باشه هم با نقد شما منحرف میشه!
    دوم این که غیر از مسائل مستهجن که هر آدم عاقلی می فهمه مطرح کردنشون اشتباهه، نقد اصلی تون اینه که چرا نیروی امنیتی ما رو عقب نشون میده و دشمن همیشه جلوئه! من نمی گم دشمن بزرگه اما توی جنگ، باید خودت و دشمنت رو درست ببینی، نه درشت یا ریز. بالاخره غیر اینه که یه عالمه دشمن از بهایی و آتئیست و… هوار شدن سرمون و دارن خودشونو به آب و آتیش میزنن که ما رو منهدم کنن؟ غیر اینه که دارن میلیاردها هزینه برای نابودی مون می کنن؟ غیر اینه که کلی سازمان و تشکیلات پیچیده و پیشرفته امنیتی و فرهنگی و رسانه ای تاسیس کردن؟ خب نمی شه چشممون رو ببنیدیم و بگیم نیست! هست، اما مقابلش ما هستیم که تا خدا رو داریم از همه شون ابرقدرت تریم. دقت کنید، ابرقدرت بودن ما به اینه که خدا رو داریم، نه پیشرفته بودن سرویس اطلاعاتیمون. اگه به این بود که دشمن واقعا از ما قوی تره. حافظ کشور خداست(به وسیله سربازهاش)نه صرف امکانات. ما همیشه از نظر امکانات از دشمن عقب تر بودیم و توی چیزای مهمتر جلوتر. دلیلش هم واضحه! ما چهل سال سابقه کار نظامی امنیتی داریم و دشمن چهارصدسال(از بعد انقلاب صنعتی، شایدم بیشتر).قبل انقلاب دستگاهای امنیتی ایران دست اسراییل بودن.پس طبیعیه که ما عقب تر باشیم(از نظر امکانات و تجربه).اتفاقا اینجاست که آدم دست خدا رو می بینه. توی داستانم می خواد اینطور بگه که ما با وجود این ضعف ها کم نیاوردیم؛ ایستادیم، شهید دادیم ولی انقلاب موند.
    خیلی جاها هم اتفاقا ما تو موضع قدرتیم.مثلا توی کف خیابون، موقع دستگیری نفوذی(ص۲۲۰) یاتوانمندی های ۲۳۳ و عبداللهی، یا خروج ۲۳۳ از پاکستان…یا توی تب مژگان، دستگیری سهیلا و فروپاشی باند، فریب تیم شروین، توی حجره پریا انهدام خونه تیمی و…
    درضمن فکر نکنید نیروهای امنیتی ما معصوم و سوپرمنن و هیچ اشتباهی ازشون سر نمیزنه! بالاخره اشتباه هست!اتفاقا من نقدم به جهرمی اینه که محمد و ۲۳۳ و عمار و اینا، بیش از حد عادی ابرقهرمانن! چه انتظاری دارید از دستگاهای امنیتی ما؟ درضمن؛ یه حمله تروریستی یا اغتشاش و آشوب،نشون دهنده ضعف یا نفوذ توی سیستم امنیتیه.خب سال۸۸ این نفوذ بود! الانم هست! نمیشه بگیم نههههه! ما و نفوذ؟ نه ما خوب خوبیم! همه چی آرومه!
    وز ارت ا طلاعا ت رو افراد معلوم الحالی تاسیس کردن که توزرد از آب دراومدن،(البته ما مخلص وزارتم هستیم، نمیخوام بهشون توهین کنم)؛ ولی چندتا از همین معاونتا و مامورهاشون نفوذی بودن تا الان؟ سعید ا مامی یکیش بود. حجاریان و… پس قبول کنید نفوذ هست، بدجورم هست. وزیر ما سابقه امنیتی نداره! حالا نمیخوام سیاه نمایی کنم ولی قبول کنید اوضاع همچین گل و بلبلی که شما میگیدم نیست. بالاخره جنگه، شیطان با تمام قوا اومده و جبهه حقم همه توانش رو گذاشته وسط.
    گفتید: “نیروی امنیتی ما اسراییل و سگهای داعشی رابه خاک ذلت نشانده، آن وقت هزارآشوبگر و دویست تا آخوند را طوری فضا سازی می کند که انگار نیروی امنیتی ما از آن ها می ترسد.”.خب به نظرتون سگهای داعشی و صهیونیست خطرناکترن یا یه مشت روحانی نمای منافق؟ اصلا خطر اصلی همین منافق هان که با لباس دین وارد میشن.پس باید بیشتر ازشون ترسید.
    درضمن توی داستان نه(البته من چاپ شده ش رو نخوندم) سمن نفوذی نیست و با اختیار خودش نرفته که بهش تجاوز بشه. یه دختر عادی و نه چندان مذهبی هست که دزدیده شده.پس واقع بین و راستگو باشید. و قبول کنید سرویس های امنیتی افغانستان و عراق و پاکستان، هم نفوذ توش زیاده و هم خیلی قدرتمند نیست. پس طبیعیه که جولانگاه داعشی ها و تروریست ها باشه.
    اینکه میگید ما همیشه درحال رصد هستیم و یعنی دومیم، اینطور نیست. دیدبانی و جمع اطلاعات از اصول پایه عملیاته.بالاخره باید دشمنو بشناسیم که از بینش ببریم؟پس باید رصدش کرد و این رصد معنیش دوم بودن نیست.اتفاقا توانایی رصد یه امتیازه، اونم به این گستردگی!
    گفتید:”نویسنده خیلی راحت براندازان نظام را تطهیر و آن ها را قربانیان سیستم های فکری پیچیده دشمن قلمداد کرده است”. خب این احمقای تروریست و برانداز و کلا ناجور، گول خوردن دیگه! خر شدن! شیطونم آدمو گول میزنه! خر شدنشونم تقصیر خودشون بوده وگرنه اینهمه دانشجوی نخبه؛ چندتاشون توزرد از آب درمیان؟ اینکه دشمن برای اینا تور پهن کرده دلیل نمیشه اونا تطهیر بشن. خریت اونا رو نشون میده(و اینکه خودشونم یه خرده شیشه هایی داشتن) و بدجنسی دشمن رو. بقیه نقد حجره پریا تا حدودی درسته؛ قبول دارم. ولی باور کنید مامور امنیتی هم آدمه، گیج میشه!
    اون قسمت نقد کف خیابون ۲ هم خوب اومدین، واقعا توهینه به جامعه نظامی امنیتی کشور که یه مامور انقدر بی حیا باشه که چیز دیگه ای واسه مثال زدن پیدا نکنه!
    اما حس می کنم بیشتر از گفتن حقیقت، خواستید کلا جهرمی رو به هر شکل بکوبید. منصف نیستید.خیلی جاها واقع بینی رو گذاشتید کنار. توی همین نقد همه نوکر ها هم همینطوره ولی قبلا نوشتم و حال نوشتنشو ندارم. ولی انگار از این بشر(جهرمی) لجتون میگیره که همش بد کتاباشو گفتین و یه نکته ریز کوچولوی خوبم توش پیدا نکردین.
    ضمن تشکر از حوصله ای که برای خوندن حرفام داشتین و نقد کمی تا قسمتی خوبتون، لطفا منصف و واقع بین و حقیقت گرا باشید. هستیدا، اما یکم بیشتر!

    پاسخ
  3. 3

    فاطمه

    چقدر انتقاد پذیر…
    خب درست نقد کنید!
    چه قشنگ نقدی که به نقدتون کردم رو حذف کردید!!
    آفرین!

    پاسخ
    1. 3.1

      modir

      حذف نکردیم عزیز،
      گذاشته بودم که تو یه فرصت خوبی که داشتم گفتگویی بکنیم.
      بهرحال یادداشتتون بر نقد این کتاب برامون بسیار ارزشمند بود:
      ۱- از لحاظ زمانی که گذاشته بودید و مطالب رو خونده بودید و بازم زمانی که برای نوشتن متن نظر برایمان گذاشتید.
      ۲- دقت خوبتون و اهل نقد کردن بودنتون.
      ۳- البته تمام نقدتون رو قبول ندارم ولی قابل ستایش هست.

      پاسخ

ارسال یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق برای نمکتاب محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع و لینک بلامانع است. طراحی و پشتیبانی توسطپشتیبان وردپرس