
جستجوگران شمشیر عدالت
نویسنده: داوود امیریان
انتشارات عهدمانا
معرفی:
جستجوگران شمشیر عدالت, نام رمانی تخیلی است که در ۱۶۸ صفحه به قلم داوود امیریان و تصویرگری مهرداد شاهوردی روشنده خلق شده است.
این کتاب در بهار ۹۷ در ۱۰۰۰ نسخه به کوشش عهدمانا چاپ شده و به دست نوجوانان میهن ما رسیده است.
داوود امیریان سال ۱۳۴۹ در کرمان متولد شد. وی تاکنون توانسته جوایز زیادی نصیب ۲۶ عنوان کتابش بکند.
از آثار این فیلمنامه نویس و نویسنده موفق, می توان به کتب مرد, رفاقت به سبک تانک, مترسک مزرعه آتشین و جام جهانی در جوادیه اشاره کرد.
جستجوگران شمشیرعدالت, داستان دو پسر نوجوان است که برای نجات خواهرشان از قربانی شدن, و از بینبردن فرمانروای ظالم, به کوه و دریا می زنند و سعی دارند با شکستن طلسم های اهریمن, به شمشیر عدالت دست پیدا کنند.
روایت شجاعت این دوپسر جذاب و خواندنی است و به نوجوانان بالای ۱۴ سال توصیه می شود.
تا حالا اسم رستمو شنیدی؟
قهرمان ایرانی که دائما با ظلم و ستم مبارزه می کرد؟
قراره یه سفر هیجان انگیز تجربه کنیم.
سفری به همراه دو رستم کوچک به اعماق ظلم و ستم و تاریکی…
میخوایم به کمک جی جی، آفریدو و آیریک طلسم سرزمینها رو بشکنیم و با موجوداتی که فکرشو نمیکنیم همراه بشیم😮
مبارزه با اهریمن و نیروهای ماورائی در داستان (جستجوگران شمشیر عدالت)…

خلاصه:
داستان، روایت گر ظلمی است که از مرگ ملکه آغاز می شود.
شاه زاده که تاب از دست دادن همسرش را ندارد، با عالم و آدم دشمن می شود.
آرزویش دست یابی به انگشتر جادویی و شمشیر عدالت است که بتواند بر همه چیز، حتی مرگ مسلط شود.
اهریمن، آرزویش را برآورده می کند و در عوض اورا تبدیل به اژدهایی مخوف می کند که برای زنده ماندن باید هرماه دختری چهارده ساله قربانی کند.
این میان، تنها راه شکست او دست یافتن نسلش به شمشِیر عدالت است.
آیریک و آفریدو، نوه هایش، برای نجات خواهرشان شجاعانه دست به این جستجو می زنند. جستجوی شمشیر عدالت….

بریده کتاب(۱):
آفریدو گفت: این مجسمه ها خیلی طبیعی به نظر می آیند.
اگر این ها ناگهان زبان بازکنند و حرکت کنند،من خیلی تعجب نمی کنم.
هربار که این مجسمه هارا می بینم دلم بد جوری می گیرد.
آریاند گفت: بله فرزندانم این مجسمه ها خیلی طبیعی هستند. آخر این ها هم، زمانی مثل من و شماها از زندگی شان لذت می بردند!

بریده کتاب(۲):
پسرک گفت: به همین خیال باش!
این دفعه را کور خواندی. من یکی زیربار نمی روم.
آیریک گفت: اما ما باهم قول و قرار گذاشتیم!
پسر ادامه داد: اصلا شده یک بار هم ما برنده شویم؟
چرا به جای معماهای الکی نمی آیی با هم کشتی بگیریم؟
آیریک قدمی به عقب برگشت و گفت: کشتی نه! من فقط مرد معما و چیستان هستم…

بریده کتاب(۳):
مادر گفت: از قدیم گفته اند موجود ستمکار عمر زیاد می کند.
من نمی دانم چرا آه مادرانی که دخترانشان قربانی اژدهاک پلید می شوند، دامن او را نگرفته و هنوز زنده مانده!
پدر با ناراحتی گفت: دیگر ادامه نده. دیوار موش دارد و موش هم گوش…!

بریده کتاب(۴):
جی جی، تو که ترسو نبودی!
پدرت از شجاعت و نترسی تو خیلی برایم گفته.
مگر تو نبودی که آن مار مهاجم را نابود کردی؟!
مگر تو شاهزاده نیستی؟
نباید کاری کنی که باعث خجالت و سرافکندگی پدرت شوی. ترس از تو کوچکتره. بخاطر همین توانسته در وجودت پنهان شود.
جی جی کم کم چهره اش باز شد: حق با توست. ترس از من کوچکتره! آره من از ترس بزرگترم!
دیگر نگران چیزی نباشید.
برویم.

بریده کتاب(۵):
آبادیس سمت پنجره رفت و نعره زد: چرا با من این کار را کردی؟
من انتقام می گیرم.
من در برابر مرگ مقاومت خواهم کرد.
من کاری خواهم کرد که نتوانی مرگ را بر من پیروز کنی.
آبادیس با خشم و عصبانیت همه را حتی پسرش را از اتاق بیرون کرد.
او دو روز و دو شب در کنار بدن بی جان سین دخت گریست.
روز سوم وقتی مستخدمان آمدند تا جسد سین دخت را برای خاکسپاری ببرند، با دیدن چهره آبادیس غرق وحشت و هراس شدند.
آبادیس شکسته و پیر شده بود.
از چشمان گودافتاده و تب دارش شعله انتقام و کینه زبانه می کشید.
از آن روز به بعد آبادیس در تاریکی و پلیدی بیشتری فرو رفت.
بریده کتاب(۶):
شجاع، از جنگل مخوف و تاریک و پر درخت می گذرد،
اما ترسو آنجا را آتش می زند و نابودش می کند و بعد از روی خاکسترش می گذرد.
نقد_محتوایی
کتاب، روایتگر شجاعت است.
آموزش استفاده درست از ویژگیهای خاص پسرانه.
غیرت، در جایگاه خودش.
شجاعت، در مکان خودش.
ترس، در زمان خودش و فداکاری، در لحظه لازمش…
داستان، میآموزد که چیزهای عزیزتر از جان هم در دنیا وجود دارد. مثل خانواده. مثل دیگران. مثل عشق.
میآموزد که گاه باید گذشت. حتی زمانی که خود بسیار نیازمندی. و این گذشت بیمنت و بیچشمداشت، جبران میشود. بیجواب نمیماند.
در عین تمام خوبیها، اشکالاتی جزئی به محتوا وارد است.
متناسب با روحیات پسرانه پرداخته شده و زن، در آن جایگاهی جز قربانی و ضعیف ندارد.
تناسب با سن نوجوان، فقط در انتخاب شخصیتهاست. بسیار ترسناک و خشن تصویرسازی شده و مفاهیم انتزاعی نام برده شده آن (جن یا جینجات ها, اسب های تک شاخ, غول ها و اژدها) بسیار پیچیده و غیر قابل فهم بوده و برای سن نوجوان نامناسب است.
واژگان مناسب نوجوان برگزیده نشده و جملات متناسب با سنش چیده نشدهاند.
دو بخش ابتدایی کتاب دارای نام های فراوان، گوناگون، سخت و عجیب است که از کشش داستان می کاهد. نام هایی که بعضا هیچ نیازی به استفادهشان نبود. اهمیت کشش و جذابیت صفحات ابتدایی، در هر کتابی مشخص است؛ کتاب نوجوان، بخاطر مخاطبش بیشتر باید به صفحات ابتدایی اهمیت بدهد.
اهریمن در ابتدای داستان, نقش اساسی را بازی میکند. او با گذاشتن تاجی بر سر آبادیس, او را به اژدهاک تبدیل میکند و جریانات بعدی رقم میخورد. هم او انگشتر و شمشیرعدالت را پنهان میکند و اژدهاک را مجبور میکند دختران را قربانی کند.
اما تا پایان داستان غیبش می زند و مدام این سوال ذهن خواننده را مشغول میدارد که اهریمن کجاست؟ چرا اجازه داده همه کارهایش توسط دو پسربچه نابود شود؟
داستان شلوغ است. پر از چالش و دست انداز، بدون استراحت. تخیل در آن حرف اول را می زند و پیوندش با دنیای واقعی، تقریبا گسسته شده.
بیشتر….
مرتبط با کتاب جستجوگران شمشیر عدالت 👇👇👇
بخوانیم…
به هم رسیدن در میانسی : غیرت نوجوان را قلقلک می دهد این داستان پرکشش…