کتاب المصارع : مقتل اباعبدالله الحسین(ع)، تصویرسازی کوتاه ولی عمیق از دشت کربلا

کتاب المصارع : مقتل اباعبدالله الحسین(ع)، تصویرسازی کوتاه ولی عمیق از دشت کربلا

المصارع : سید محمد یحیی غیاث علوی، نشر عهد مانا

قلاده مرگ برای فرزندان آدم، چونان گردنبند بر گردن دختر جوان است.
#کتاب المصارع

معرفی:

کتاب المصارع به قلم توانمند جناب سید محمد یحیی غیاث علوی و ناشر توانا انتشارات عهد مانا با بیش از ۲۰۰۰ نسخه چاپ.
موضوع اصلی حسین ابن علی، امام سوم، ۴_۶۱ ق.
عنوان کتاب مقتل کوتاه اباعبدلله الحسین(ع)…
کتابی که از پیشگویی از امیرالمومنین آغاز می شود و با فراز و فرودهای دعوت های کوفیان و شهادت مسلم و حرکت آقا اباعبدلله به سمت کوفه ادامه می یابد. و در قسمت های آخر کتاب به شهادت تک تک یاران و در آخر شهادت ارباب می رسیم.

اهل کوفه نبودن یعنی بدانیم، تا وقتی حسین (ع) نیامده، مسلم ولی امر است.
#کتاب المصارع
#سید محمد یحییغیاث علوی

خلاصه:

کتاب المصارع، کتابی ظاهراً کوچک ولی بزرگ، کتابی به بزرگی عاشورا، که بیانگر جهاد امام و بد عهدی کوفیان است. مظلومیت مسلم و آزادگی حر را به تصویر می کشد، وفاداری یاران را اثبات می کند و شجاعت قمر بنی هاشم را به رخ می کشد. مصیبت اهل حرم دیده می شود و درآخر تو می مانی و ندای هل من ناصرا ینصرنی…

خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد، آرزومند نگاری به نگاری برسد.
#کتاب المصارع
#سید محمد یحیی غیاث علوی

برداشت:

آقای علوی با قلم توانمندشان در جای جای کتاب به دغدغه های امام پرداختند، امر به معروف، احیای دین جدشان و… و در نهایت شکوه شهادت مولایمان حسین را به تصویر می کشد.

نقد:

کتابی خلاصه و مجمل، در نهایت زیبایی و دقت که من را با دغدغه ها و مصیبت های امامان آشنا کرد. شاید بارها و بارها کتاب ها و مقاتل مختلفی راجب کربلا خوانده باشم و یا بارها و بارها مداحی ها و نوحه هایی را از زبان ذاکران شنیده باشم اما این کتاب برایم تازگی داشت و شاید بهتر بگویم این کتاب خیلی خلاصه و زیبا برایم تصویر کربلا را کشیده بود.
توصیه می کنم حتما یه جای دنج پیدا کنید و این کتاب رو مطالعه کنید.

آنگاه تربتی گرفت و درشیشه نهاد وبه ام سلمه داد وگفت: هرگاه خون شد، بدان کا من کشته شده ام.
#کتاب المصارع
#سید محمد یحیی غیاث علوی

بریده کتاب(۱):

حسین(ع) آمد و بر سر علی ایستاد. روی بر روی او نهاد. اشک از دیدگانش روان گشت و گفت:《بعد از تو خاک بر سر دنیا…》صدای حسین(ع) به گریه بلند شد و کسی تا آن زمان صدای گریه ی اورا نشنیده بود. زینب(س) خواهر حسین(ع) شتابان بیرون آمد…ص ۲۳۳

بریده کتاب(۲):

زینب(س) گفت: ای اباعبدلله! پدر و مادرم به فدایت! خود را آماده کشته شدن کرده ای!… آنگاه به صورت خود زد، گریبان چاک کرد و بیهوش افتاد. حسین(ع) برخاست و آب بر صورت او ریخت. ای خواهر شیطان شکیبایی ات را نرباید، از خدا بترس و به شکیبایی از جانب خدای تسلی جوی… ص ۱۵۲

خون را به طرف آسمان پاشید و گفت: چون خدا می ببند، آنچه بر من آمده ،آسان است.
کتاب_المصارع
سید محمد یحیی غیاث علوی

بریده کتاب(۳):

حسین (ع) به جوانان فرمود:
《به این جماعت آب بدهید و سیرابشان کنید. اسبان را نیز سیراب کنید…》حر همچنان در مقابل حسین(ع) ایستاده بود…ص ۱۰۳

بریده کتاب(۴):

حسین(ع) اصحاب خود را نزدیک غروب جمع کرد و گفت:
《… من یارانی شایسته تر و بهتر از یاران خود نمی شناسم… خدا از جانب من به همه شما جزای خیر دهد… همه شما را اذن دادم، بروید! بیعت و تعهد از شما برداشتم… اکنون شب است و تاریکی شما را فرا گرفته است…》ص ۱۴۴

حسین گریست و گفت: کرب وبلا ، جای اندوه وبلا
کتاب_المصارع
سید محمد یحییغیاث علوی

بریده کتاب(۵):

زهیر بن قین برخاست و گفت:
《 دوست دارم کشته شوم، باز زنده شوم، باز کشته شوم و همچنین هزار بار تا خداوند کشتن را از تو و جوانان اهل بیت تو باز گرداند. ص ۱۴۳

بریده کتاب(۶):

حسین (ع) گفت :«از کجا می آیی ای مرد اسدی؟»
گفت:«از عراق»
فرمود: «مردم عراق را چگونه پشت سر نهادی؟»
گفت:«ای فرزند پیامبر خدا! دل هایی را پشت سر گذاشتم که با تو بودند و شمشیرهایی را که با بنی امیه…» ص۹۰

بیشتر… اگر دوست داری خادم امام حسین (ع) باشی، آداب زیبایش را بخوان

جملاتی ناب:

  • اینجا(کربلا) خوابگاه مرکب ها و جایگاه بر خاک افتادن شهیدان است. گذشتگان بر ایشان سبقت نمی گیرند و آیندگان به ایشان نمی رسند.
  • به طرف آسمان پاشید و گفت: چون خدا می بیند، آنچه بر من آمده آسان است.
  • حواس تو آرام گرفته است و نفس هایت آهسته گشته اامست و سرت بر بالای نیزه رفته است.
  • سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا تو می دانی مردی را می کشند که روی زمین پسر پیغمبری غیر او نیست.
  • ای فرزند دختر پیامبر خدا! دل هایی را پشت سر گذاشتم که با تو بودند و شمشیر هایی را که با بنی امیه…
  • قلاده مرگ برای فرزندان آدم چونان گردنبند بر گردن دختر جوان است.
  • اهل کوفه نبودن یعنی بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده مسلم ولی امر است.
  • هرکس به من ملحق شود شهید گردد و هرکس تخلف ورزد به رستگاری نرسد، والسلام. امام حسین (ع)
  • آنگاه تربتی گرفت و در شیشه نهاد وبه ام سلمه داد وگفت: هرگاه خون شد بدان که من کشته شده ام.
  • حسین گریست و گفت: کرب و بلا، جای اندوه و بلا
  • خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد، آرزومند نگاری به نگاری برسد.

بیشتر… مشاهده تصاویری زیبا درباره امام حسین (ع)

کتابدوست
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.