رمان تاب طناب دار : رمانی دانشجویی، هیجانی، پرماجرا، جذاب و متفاوت

0

رمان تاب طناب دار نویسنده: مهدی پناهیان انتشارات: سوره مهر

بریده کتاب رمان تاب طناب دار :

برای شنیدن بعضی حرف ها همیشه ی خدا شرط اول، اندازه ی طاقت آدماست، آقا متین گل. گاهی می شنوی و باور می کنی و می گذری… گاهی می شنوی و باور می کنی، اما نمی تونی بگذری، چون دلت درگیر می شه. وجودت باهاش در می افته و وادارت می کنه تا عکس العمل نشون بدی و یه راهی برای آروم شدن خودت پیدا کنی.

بریده کتاب(۲):

می گویم: ببین مصطفی. ربیعی رو یادته؟ یادته چه جوری جریان اپوزیسیون توی دانشگاه راه انداخت و سرایتش داد به دانشگاه های دیگه؟ نشریه هاشو چی؟ یادته یا نه؟ ندیدی چه جوری از منافق های اعدامی حمایت می کردن؟ حالا می خوای چشمم رو روی همه ی این ماجراها که ریشه توی این تشکیلات داره ببندم و انگار نه انگار؟!

بریده کتاب(۳):

پدر مصطفی تازه دور گرفته بود و لحظه به لحظه به عصبانیتش اضافه می کرد: اون از اون آبروریزی که توی دانشگاه راه انداختی و هر وقت منو می دیدی، راهتو کج می کردی تا نکنه با بابات رو به رو بشی، اینم از امشب.
فکر کردی من احمقم؟ اون همه نشستم باهات حرف زدم، بچه! چرا نمی ره تو مخت، بچه؟! این طیف دارن نفسای آخرشونو می کشن. خودتو بدبخت نکن، بچه!

بریده کتاب(۴):

من می خوام به بعضیا ثابت کنم که شما عکسات حرفه ای تر از اون درسی هست که براش خوندی و مدرک گرفتی. اما اصلا انگار نه انگار یه هفته است یه مرد داره بهت اصرار می کنه و با نه گفتنات داری غرورشو می شکونی.
ابروهای زهرا درهم شد. یک بار دیگر توی چشم مجتبی نگاه کرد و خیلی محکم گفت: اون مردی که واسه ی موضوع ساده ای مثل این غرورش بشکنه، باید بره به مرد بودنش شک کنه.

بریده کتاب(۵):

این برای مجتبی باور نکردنی بود. حتی فکر نمی کرد یک نمایشگاه توی یک دانشگاه توان جریان سازی داشته باشد و این همه آدم را به حیطه ی افکار انجمن اختر دانشگاه وارد کند. رنگ سبزی هم که مجتبی خیال می کرد یک سلیقه ی شخصی است و از ذوق هنری چند نفر سرچشمه گرفته، داشت تبدیل می شد به یک آرم تبلیغاتی با هوادارانی زیاد.

بریده کتاب(۶):

چه اتفاقی قراره بعد از این بیفته؟… توی این فرصت کم تا انتخابات و با پول های دود شده، دیگه چه کاری از دست بچه ها برمیاد؟… حتی اگر عامل آتش سوزی رو وسط میدان اعدام کنیم، باز هم کار از کار گذشته… جهت دهی فکر مردم چی می شه؟… بازخورد نمایشگاه توی کشور؟… رقم زدن نتیجه ی انتخابات…

بیشتر بخوانیم….
مسافر جمعه : قطعاً کم خوانده ای رمانی که هم عاشقانه باشد هم سیاسی هم تاریخی

بیشتر ببینیم
انیمیشنی کوتاه و البته متفاوت و دیدنی: دودفروش

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.