باغ مارشال: اگر شما هم معتقید که پول خوشبختی میاورد این کتاب را حتماً بخوانید.

باغ مارشال: اگر شما هم معتقید که پول خوشبختی میاورد این کتاب را حتماً بخوانید.

باغ مارشال: حسن کریم پور

معرفی:

انسان ها چند پوسته اند. پوست ظاهریشان که مثل پوسته بدن، تمام اندرون را می پوشاند، همیشه پناهگاه خوبی است برای نشان ندادن ها، اما گوش دادن به قصه های مردم چشمت را باز می کند. مخصوصاً آنهایی که به پوست بدنشان لباس های گران قیمت پوستی اصل هم می پوشانند؛
به هرحال باغ مارشال رمان مرفهینی است که اصالت خدا را فراموش کرده اند.

خلاصه:

پسری خان­زاده که بر خلاف رسوم قومی و قبیله ­اش با دختری تهرانی ازدواج می ­کند.
پشت پا به همه رسومات می­زند. دختر به او خیانت می­کند و او مرد خائن را می ­کشد و ۲۰ سال زندانی می ­شود. در نهایت به اصل خودش بر می ­گردد و مشغول زندگی متمولانه خودش می­ شود، اما در این سیر خانواده­ ها با مشکلاتی دست و پنجه نرم می­ کنند که اگر چه از نگاه بیرون، همه پولدار خوشبختند، اما در اصل اینگونه نیست.

بریده کتاب:

مدتی از ورود من نگذشته بود که محکومی را وارد سالن کردند، او چهل و هفت، هشت ساله به نظر می رسید. قدی بلند و چشمانی درشت، و ابروهایی پهن و بهم پیوسته و مشکی داشت. موهایش از مرز جوگندمی گذشته بود و به خاکستری بیشتر می ماند و از صورت استخوانی و اندامی تکیده و رگهای برجسته پشت دستش معلوم بود که دوران سختی را پشت سر گذاشته اما اینها ذره ای از صلابت و تیپ برازنده اش کم نمی کرد.

کتابدوست
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.