مرور برچسب

سیدمهدی شجاعی

مردی از جنس نور : روایتی از شرح بزرگترین تحریف و انحرافات در عالم..بشدت متفاوت

مردی از جنس نورنویسنده: سید مهدی شجاعیانتشارات نیستان معرفی: سلیم: این کتاب، شرح بزرگ ترین تحریف و انحرافات در عالم است. من این کتاب را نه با مرکب و قلم، که با خون و استخوانم نوشتم… (ص۱۲۰) یه رمان متفاوت تر از اون چیزی که فکرشو می

کتاب بزرگ ترین دختر عالم : نقل داستان کربلا از زاویه حضرت رقیه(س)

کتاب بزرگ ترین دختر عالم : سیدمهدی شجاعی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان معرفی: دنیای غرب برای کودکان مان الگوهای غلطی را ساخته که حقیقی نیستند و در حقیقت کارهای اساسی و سرنوشت ساز و بزرگ انجام نمی دهند. ما باید برای مقابله با

رمان مسافر کربلا: داستان آرزویی که به کربلا ختم می شود.

معرفی: رمان مسافر کربلا : سیدمهدی شجاعی وقتی کسی به زیارت امامی می ­رود می­گویند طلبیده شده است. این کتاب داستان یکی از همان طلبیدن­ های عجیب است که عقل آدم به آن قد نمی­ دهد و هاج و واج می­ ماند. خلاصه: داستان پسر بچه­ ی

آسمانی ترین مهربانی: روایاتی از زندگی کریم ترین بخشنده زمین، امام جواد(ع).

آسمانی ترین مهربانی: سیدمهدی شجاعی معرفی: می خواستم تو را خورشید بنامم از روشنایی منتشرت،دیدم که خورشید، سکه صدقه ای است که تو هر صبح از جیب شرقی ات درمی آوری، دور سر عالم می چرخانی و درصندوق مغرب می اندازی.و بدین سان استواری جهان

سقای آب و ادب: فرازهایی از زندگی سقای کربلا

سقای آب و ادب : سیدمهدی شجاعی معرفی: بی اختیار حالت دگرگون می شود و زمزمه می کنی: عمو جونم، عموی مهربونم! عموجونم ... و اشک است که... در عراق مردم چه شیعه چه سنی، قسم های راستشان "به حضرت عباس" است و چنان از این آقا می ترسند و دوستش

مرد رؤیاها: درس هم می خوانید برای خدا باشد.روایتی شیرین از فیزیکدان شهید

مرد رؤیاها : سیدمهدی شجاعی خلاصه: مصطفی چمران دانشجوی دکترای فیزیک هسته ای در آمریکا است. او با خواستگاری دختری آمریکایی که توسط خودش مسلمان شده موافقت می کند و ازدواج می کنند. چمران در طی فعالیت‌ هایش برای کمک به زندانیان سیاسی

کرشمه ی خسروانی: عاشقانه ای پیچیده ولی جذاب

کرشمه ی خسروانی : سیدمهدی شجاعی معرفی: داستان از آن جا شروع می شود که مردی با همسرش برای تفریح کنار رودخانه ای می روند و زن به خیال این که آن جا کسی نیست شالش را برمی دارد. اتفاقا مردی که آن جا پنهان شده بود آن زن را می بیند و یک دل