کتاب کوچ لبخند : سرگذشت شهید علی قمی کردی… سرگذشتی خواندنی

کتاب کوچ لبخند : سرگذشت شهید علی قمی کردی... سرگذشتی خواندنی

کتاب کوچ لبخند
نویسنده: حسین قرایی
انتشارات: نشر امینان

معرفی:

فقط می تونم بگم خاطرات شیرین و هیجان انگیز و البته عبرت انگیز شهید بزرگوار علی قمی رو از دست ندید!

بریده کتاب:

مسئول سیاسی حزب دموکرات که به اسارت آنها درآمد می گفت: قاسملو وقتی متوجه حضور علی قمی در میدان شد با ترس گفت:
« مقاومت فایده ای نداره، کاوه وقمی مقابلمان هستند. » ( صفحه 54 )

بریده کتاب(2):

علی جعفرخواه روایت می کند: وقتی برای پاک سازی مهاباد به روستایی رسیدیم، متأسفانه لو رفتیم، قمی به من گفت تا با آر.پی.جی ساختمان را بزنم امّا من نتوانستم. قمی آر.پی.جی را گرفت و دقیق زد وسط پنجره و ساختمان دوتا شد؛ دیگر تیری سوی ما شلیک نشد.
( صفحه 65 )

بریده کتاب(3):

حمید عسگری روایت می کند: پس از چهارماه قمی می خواست به مرخصی برود. در اتوبان تهران – کرج یکدفعه گفت: بنزینمان تمام شده. دیدم ساعت دو بامداد، یک آقای خوش قد وقامت با کت وشلوار کنار جاده منتظر ایستاده است. مرد هیچ عجله ای برای رفتن نداشت. نه ماشینش خراب شده بود ونه کمک می خواست. به ما اجازه داد تا از ماشینش بنزین بگیریم. انگار از طرف خداوند ایستاده بود تا ما بیاییم و از او بنزین بگیریم! ( صفحه 116 و 117)

مرتبط با کتاب کوچ لبخند 👇🏻👇🏻👇🏻

بیشتر بخوانیم…
مسافران جاده های سرد : دموکرات… واژه ای نه چندان آشنا، کتاب را بخوانی آشنا می شوی.

بیشتر ببینیم...
حاج احمد متوسلیان –کردستان

کتابدوست
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.