نقد کتاب ارتداد:آن چیزی را که داری نباید نفی کنی تا عظمتش را نشان دهی!

0

نقد کتاب ارتداد ، اثر آقای وحیدی یامین پور

کتاب ارتداد و خواننده اش:

ارتداد یک نقطه سیاه می نشاند در مسیر راهی که روشن است.

یک چاله ی خیالی میان میدانی که صاف است و یک انتهای سرد بر ابتدای نورانی!

نمی خواهم نظر شخصی ام را درباره ارتداد بنویسم، چون آن را مختص شخص خودم می دانم؛

اما دریافتی که میان داستان کتاب نهفته بود، همه آن چیزی نبود که آقای یامین پور می خواست در طول داستان کتاب به خواننده القا کند بلکه بر عکس چیزی نصیب خواننده می شود که آقای یامین پور نمی خواهد:

یاًس و پوچی!

خلاصه و روند داستان کتاب ارتداد:

داستان ارتداد یک سوال مطرح می کند: اگر انقلاب ایران پیروز نمی شد چه می شد؟

و یک جواب: خمینی و یارانش شهید می شدند، کشتارهای وسیع رقم می خورد و …

و می ماند خامنه ای و یارانی که دیگر نمی توانستند کاری از پیش ببرند.

ایران از هم گسسته می شد، دیکتاتور حاکم می ماند و ما باید از فراسوی مرزهای ایران می جنگیدیم!

بیشتر بخوانیم: نقد رمان جز از کل

البته معادله ی داستان چند غلط هم دارد:

یکی همین است که اگر انقلاب ایران پیروز نمی شد،

فراسوی مرزها که همان لبنان و فلسطین منظور است هم، نابود می شد و فراسویی نمی ماند، که کسی بخواهد بجنگد… البته با این منطقی که کتاب ارتداد در پی گرفته است!

کاش آقای یامین پور می نوشت که چه می شود یک انقلاب به شکست می رسد؟

ایشان فرضیه را بر شکست گذاشته و نوشته است… !

اما

آن چیزی را که داری نباید نفی کنی تا عظمتش را نشان دهی!

آنقدر انقلاب های شکست خورده در طول تاریخ وجود داشته است که بتواند آینه ی عبرت بشود،

که اگر آنها را در قالب رمان به رشته ی تحریر در بیاوریم،

کفایت می کند تا مردم ایران قدر و قیمت انقلاب ایران و خمینی کبیر و شهدا را دریابند!

چند نکته دیگر:

آقای یامین پور کنار مباحث فلسفی انقلاب و چرائی اش که چون در لفاف کلمات سنگین پیچیده شده است، چندان برای ذهن ها راهگشا نیست

و در کنار مناظره های عاشقانه دختر و پسر انقلابی،

بعد هم پدر و دختر انقلابی -که کمی هم رنگ و بوی جلف به خود گرفته-

و با جملات و کلمات نازیبا و غیرمتعارف که همراه نوشته های عفیفانه آمده است، کنار نکات دیگر کتاب مطرح شده.

نتیجه این کتاب:

ارتداد نه آنی بود که انتظار می رفت و نه نتیجه ای را رقم زد که خواننده می خواست!

جامعه ما، خصوصا قشر مذهبی اش نیاز دارد تا نوشته هایی را مطالعه کند که هم او را با اصل و حکمت اندیشه انقلاب آشنا کند، هم وظیفه و راهش را برای رسیدن به تمدن اسلامی مشخص کند، هم راه را باز کند تا با همت و امید قدم بردارد و کار را پیش ببرد.

خوانندگان باید مطمئن باشند، انقلاب اسلامی دیگر فرصت پیش آمده را باز نخواهد گشت و حتی به این امر فکر هم نخواهد کرد!

روزهای پیش رو بسیار چشم نوازتر از گذشته ای خواهد بود که گذرانده ایم.

نکته آخر:

نویسندگان باید سنگ ها را نشان دهند تا خوبان سگ ها را نشانه بروند و راه را از لوث وجود دشمنان پاک کنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.