نقد رمان آقای سلیمان می شود من بخوابم : داستانی از تحول دو جوان و نقدی به وضعیت جامعه

0
نقد رمان آقای سلیمان می شود من بخوابم ، نویسنده سید محمد رضا واحدی

کمترین نقش این رمان برای «آقای سلیمان» است.
نقش های اصلی داستان عبارتند از :
دختری به نام نغمه که خودش، روحش، حرف هایش، زندگی و تحولات چپکی و راستکی اش محور این رمان هستند و پسری به نام روبیک که ارمنی مذهب است.

روبیکِ عاشق:
می نوازد، می نویسد، شعر می گوید و البته سالی یک بار هم زیر دیگ شله زرد اربعین را روشن می کند.
روبیک آداب دان است.
 یک سال و نیم هجرت می کند تا بفهمد فرق دین مسیح و دین محمد (صل الله علیه و آله وسلم) در چیست.
جلو می رود و زندگی اش را جلو می کشششششششد تا مسلمان شدن؛ و در این زمان یک سال و نیم:
نغمه، عقب می کشد تا معترض شدن و قید مسلمان بودن را زدن…

کلاً کتاب خوبی است.
برای ۱۶ سال به بالا مقبول می افتد.
استقبال دانش آموزان و دانشجویان هم خوب بوده که به چاپ هفتم رسیده.

به هر حال کتاب فرعیات خوبی هم داشت.
نقد کوتاهی به فضای دانشگاهی و حوزوی داشته است.
نگاهی به:
روحیات جوان ها،
عناصر خراب کننده ی نفوذی در دانشگاه ها مثل سامان و اساتید،
و عدم پرداخت درست به فرهنگ غنی اسلامی،
کم کاری مسئولین تبلیغی مذهبی و …
دارد.

فقط یک تاسف ته دل می ماند:
ای کاش همان قدر که روبیک ارمنی گشت و گشت تا «حق» و «راست و درست» را پیدا کرد و «مسعود» نام گرفت، جوان های خودمان شبهات را برای اندک مدتی در دفترچه ای پنهان می کردند و می گشتند و می گشتند تا رسیدن به جواب صحیح.
حداقل برای فهم و عقل و زندگی خودشان
که قرار است مدت معلومی (تا مرگ) با آن باشند، به درستی راه را طی کنند.

در پایان باید گفت:
این کتاب ارزش دو، سه بارخواندن را دارد…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.