با کلاس ها و با فرهنگ ها کتابخوانند. (نهضت ملی کتابخوانی: نمکتاب)
به نام خالق زیبایی ها

مطالب مرتبط

4 دیدگاه

  1. 1

    A.karimi

    سلام
    به نظر من به دلیل فراگیر بودن و تاثیر گذار بودن رمان ملت عشق
    باید یک کتاب دقیق برای نقد این کتاب نوشته بشه
    یا رمانی که شبهات این کتاب رو در قالب داستان موشکافی کند و جواب بده

    پاسخ
  2. 2

    مزینانی

    برای من جالب تحریف داستان های بدیهی مولوی بود.
    به عنوان نمونه داستان اون چهارنفری که در بین نماز به هم ایراد میگیرند و شمس در داستان میگه که ما نباید قضاوت کنیم که نماز اینها با حرف زدن باطل شده یا نه و قضاوت کار ما نیست.
    این قضاوت نکردن کلا از فرهنگ غرب اومده و اصلا ربطی به مولوی و شمس نداره. در شعر مولوی هم به صراحت میگه که نماز هر چهار نفر تباه شده. (پس نماز هر چهاران شد تباه عیب‌گویان بیشتر گم کرده راه)

    پاسخ
  3. 3

    ریحان

    به نظر من هم این کتاب جای نقد فراوانی دارد.
    اول اینکه چرا انقدر نویسندگان غربی به مولانا و درویش مسلکی و صوفیان علاقمندند که در این زمینه چندین کتاب به چاپ رسوندن؟
    دوم اینکه در این کتاب نویسنده سعی داشت صوفیان و دراویش و در مقابل علما ی دین قرار بده و تمام سعی خود را به کار میبرد تا اولی را درست و راه بلد و دومی را نادرست و ریاکار معرفی کنه.همان طور که مولانا با حضورش در کنار شمس این فرد و از شخصی روحانی و سخنور به شخصی شاعر و عارف و صوفی تبدیل کرد.
    یا مثلا حضور مولانا در فاحشه خانه ای برای هدایت دختری یا فرستادن شمس به مشروب فروشی برای خرید مشروب و…که در دین ما نهی شده و روایت از معصوم داریم که مومن نباید خود را در مظان اتهام قرار دهدو…
    این کتاب انقدر جای نقد دارد که در چند خط نمیگنجد.
    فقط جای تاسف دارد که امسال در نمایشگاه کتاب غرفه ای که این کتاب در آن به فروش میرسید بسیار دلباز و پر رونق بود.

    پاسخ
  4. 4

    هاجرمرادی دوست

    هشدار: متن یازده گانه دارای اسپویل است!!!
    نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند
    نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند
    هزار نکته باریکتر ز مو این جاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند
    بیشتر کتاب بخوانیم وسپس نقد کنیم و با هم به گفتگو بنشینیم.

    قصد دارم در برابر سه راهی:۱- سکوت پیشه کردن و ۲-یا همرنگ جماعت، دمیدن به کوره‌ی تعریف‌وُتمجیدها -۳و یا بی‌خیالِ انگ خوردن و حفظ پرستیژ خود، یعنی پنبه‌زنی برخی از فیلم‌ها وکتاب ها و آدم های کذایی!!، راه سوم را بروم.
    درشروع نوشتارم، ازتشابه چهارگانه آدم ها و فیلم ها و کتاب ها وغذاها برایتان می نویسم.کتاب«ملت عشق»مانندبعضی از کتاب ها،اشتباهات زیادی دارد و مثل بعضی آدما بی خودی تبلیغ شده است وشبیه به دسته ای از فیلم هایی است که در وصفش می گویند برای ندیدن است!!…..و بالاخره مانند لیوان های سس و سالاد کلمی است که در فست فودها برای نخوردن سرو می شود!
    شاید هم عیب از آن فاصله ی ما با دهل باشد که بگمانم ،این بارهم آوازش را از جای دوری شنیده ایم!
    تا جایی که در توانم بوده؛همیشه از اغراق و بزرگ نمایی و یا زیاده روی در تحسین و تمجید و یا بالعکس انتقاد بیش از حد،سرکوب،نفی وطرد مطلق پدیده ها دوری کرده وسعی بر میانه روی داشته ام…. دیدگاه من در باره رمانی که عنوان پرفروش ترین کتاب کشور ،«ترکیه» را بخود اختصاص داده است ودر ایران هم بیشتر از چند ده بار چاپ شده و توانسته است طرفداران زیادی پیدا کند.
    ۱-ابتدا بگویم در جامعه ای با سرانه پایین مطالعه،می بایست از گرایش به کتابخوانی استقبال نمود….ولی سطح انتظار من خواننده و مخاطب بسیار بالا می رود وقتی با چنین عباراتی در وصف یک کتاب،روبرو می شوم:
    {به نظر من (…)یک کتاب خوب و بسیار خواندنی محسوب می شود که داستان جذاب و گیرایی هم دارد. پیشنهاد می‌کنم مطالعه آن را به هیچ‌وجه از دست ندهید و حتی اگر مایل هستید کسی را به کتاب و کتاب خواندن علاقه‌مند کنید، رمان (….) را به او هدیه دهید}.
    ۲-آیا صرفا جمله «به نظر من» می تواند منبع مطمئنی باشد؟
    و یا اگر خواسته باشیم فردیا افرادی را به کتاب خواندن،علاقمند نماییم،حتما و ضرورتا این کتاب را هدیه دهیم؟؟درست تر نبود که گفته می شد:کتاب های خوب بسیارند و این کتاب هم در زمره یکی از آن هاست!!
    ۳-اصطلاح «فیلم های گیشه پسند»،جایی آن دوردورها در یکی از کشوهای ذهنم،در انبوهی از واژه ها چمباته زده بود…که با تمام شدن این رمان، باردیگر برایم زنده شد وجان گرفت. به جرات می گویم این سری از کتاب ها،با داشتن عنوانی جذاب اما نامربوط، مصداق واقعی «خیانت در معنای واژه»برای طلب فروش بیشتر هستند.و حالا کتابی را که با تبلیغات زیاد وتحسین وتمجید های بیشمار دوست وآشنا در صفحات مجازی و شبکه های اجتماعی،مشتاق به خواندنش شدم،مرا وادار ساخت تا یک بار دیگر به این موضوع فکر کنم که انتخاب کتاب خوب یک مهارت است وپیشنهاد ومعرفی برای مطالعه کتاب،یک هنر.
    ۴-این کتاب در دو زمان متفاوت اتفاق می افتد. بخش مربوط به عرفان و صوفی گری،سوای از چهل قانون عشق و عباراتی که در متون دیگر نیزبه آن استناد گردیده،باقی اش، بیشتر زاییده تخیلات است. نویسنده اطلاعات زیادتری از یک شخص معمولی در مورد ارتباط شمس و مولوی نداشته است. شمس کارهای خارق العاده ای چون کتاب را خشک از آب در آوردن و …را اصلا انجام نداده و این داستان سرایی ها وانسان عجیبی ساختن هم تصنعی و دور از باور است.
    ۵- خط سیر داستان بیشتر از هر چیزی،به مسخره گرفتن روابط عاطفی و کم ارزش دانستن مفهوم خانواده.است.وکم اهمیت دانستن اعتراضات به حق و منطقی و قابل درک عزیزانی چون همسروفرزندان مولوی…ازدواج بدون اندیشه شمس با کیمیا خاتون ورفتار انسان گریز و عجیب و غریبش در مقابل همسر نگون بخت خود…
    ۶- یک سری جملات خوب و ناب درلابلای متن ودر بستری جهت دهی شده وجود دارد،از آنیما وآنیموس ونظریات روان شناسی یونگ و فروید تا ……که البته شکی نیست که به زیباترشدن رمان کمک فراوانی نموده است….ولی خواننده و مخاطب می بایست حق انتخاب داشته باشد نه اینکه نویسنده بخواهد و اصرار داشته باشد که فقط او درست می گوید.

    هاجر مرادی دوست.پاییز نودوهفت

    پاسخ

ارسال یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق برای نمکتاب محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع و لینک بلامانع است. طراحی و پشتیبانی توسطپشتیبان وردپرس