رمانی برای زندگی متفاوت: رنج مقدس

2

معرفی:
اگر از خواندن رمان­های بی محتوا و معمولی چیزی گیرت نیامده جز خیال­های طولانی بی سرانجام.این رمان لذت بودن های  عاشقانه ، ایستادن پای محبت­های عمیق و زندگی شیرین را برایت ملموس می­کند.

برشی از کتاب(۱):
وقتی خوشی هایت نقص پیدا می کند یا شاید به تهِ تهِ شادی که می رسی، تازه می فهمی غمگینی.
از این که به انتها رسیده ای لذت نمی بری.
دلت یک بی نهایت می خواهد که تمام کمی ها و زیادی ها،سختی ها و رنج ها، راحتی ها و خوشی ها در کنارش کوچک باشند..

برشی از کتاب(۲):
حس می کنم که دیگر می توانم قد بکشم،بلند بالا بشوم
فقط باید برای همیشه زیر سایه بمانم
که راه را نشانم بدهد.
دست گیری کند به وقته لغزیدن
پاک کند هنگام آلوده شدن…

برشی از کتاب(۳):
بشر دوپاست دیگر.
وقتی بخواهد مطلبی را بفهمد زمین را دور می زند،
آسمان را پایین می کشد
تا به نتیجه دلخواهش برسد،
اما وای به وقتی که نخواهد سراغ چیزی برود.

برشی از کتاب(۴):
بین عاشق و معشوق فلسفه و منطق مزخرف ترین علمِ کلامی است
اما
با منطقِ عشق، فلسفه ی کلامی معشوقین شکل گرفته است.

برشی از کتاب(۵):
خوب بودن را از یاد برده ام،
فعل است یا متن؟
رفتار است یا گفتار؟
خوبی ریشه اش از کجا می آید؟
از دل است یا عقل؟

برشی از کتاب(۶):
پدرهربار که میرودچشم انتظاری های مادرآغاز میشود.
انتظار حالت چشم های اوراعوض کرده است نگاهش عمیق تر ومظلوم شده است.چشم هایش روشنایی دارد ،محبت وآرامش دارد.

برشی از کتاب(۷):
خودکار را از دستش میکشم و روزنامه تا زده را میگذارم روی پایم. میگوید:کاش این قدر که در سودوکو استادی، در حل جدول پنج تایی زندگی ات هم استاد بودی.

برشی از کتاب(۸):
مادربزرگ گاهی که پاهای پدربزرگ راچرب میکرد وآرام آرام ماساژ میداد میگفت:سختی دنیامثل این دردا میمونه اگه به موقع چرب کنی ودستمال ببندی زودبرطرف میشه نباید بزاری کهنه شه که درد سوارت شه.

برشی از کتاب(۹):
کاش آبی پیدا کنم تا فکر و روحم را بشوید.
یک فرچه بخرم تمام زوایای این مغز درب و داغان را با فرچه پاک کنم.
حتما تاحالا پراز گل و لای و خیالات و اوهام و افکار غلطم شده است که اینقدر تاریکم.

برشی از کتاب(۱۰):
خدایا به حق این زوج.یه زوجه هم به من بده ،خوشگل و مهربون،فقط مثل لیلا نباشه.یه زوجه به سعید بده ،زشت عین لیلا.این علی و لیلا هم که هنوز دهنشون بوی شیر میده.

برشی از کتاب(۱۱):
بعضی ازگره هارا میتوان بازکرد اماگاهی گره هاچنان کور میشوند که برای بازکردنش نیازمند چنگ ودندان میشوی گاهی هم انسان خودش کور میشود و نمیبیند . در هر صورت هردوی اینها زندگی را سخت میکنند.

برشی از کتاب(۱۲):
دنیای بیرون را دوست ندارم.
دوباره به جلد کتابم نگاه میکنم.
این همان چیزی است که دوست دارم.دنیای یک کتاب…

تک جمله (۱):
زندگی می‌گذرد
با رنج هم میگذرد
فقط اگر زرنگ باشی
رنج‌ها را
عاشقانه رقم می زنی

تک جمله(۲):
دنیامثل باتلاق میمونه اگر برای رسیدن به لذت هاش زیاد دست وپابزنی خفه ات میکنه.

تک جمله (۳):
تمام زندگی چای قندپهلوست تلخی اش یک استکان وشیرینی اش اندازه ی قندی کوچک.

تک جمله (۴):
شیرینی های زندگی کوتاه است و زود فراموش میشوند اما تا دلت بخواهد اثر تلخی ها فسیلی است. کنجکاوی درتلخی های زندگی دیگران بیرون کشیدن این فسیل هاست.

تک جمله (۵):
خودخواهی های آدم رنگِ زندگی راعوض میکند.

تک جمله (۶):
زندگی یک رنگ نیست رنگین کمان است چهارگوش هم نیست دایره است.

تک جمله (۷):
معادله ها را خود آدم ها می نویسند و بعد هم به جامعه تحمیل می کنند .مهم این است که آدم خودش مجهول نباشد.

تک جمله (۸):
آدمی که باخودش صادق نباشدضرر میکند. نمیشود که بر اسب رؤیاها سوار شوی و به تاخت بتازی به جایی که نیست.

تک جمله (۹):
روح زشت را با صورت رنگ کرده نمایش دادن حماقت است.

تک جمله (۱۰):
پدربزرگ همیشه میگفت: شأن انسان بهشت است ارزان تر حساب نکنید.

تک جمله (۱۱):
کره ی زمین به تولید گرما افتاده است،انگار که تمام تلاشش را میکند تا بنی بشر را به خاطر خطاهایش ذوب کند.

تک جمله (۱۲):
برای بعضی‌ها زندگی همیشه شب است و برای بعضی همیشه روز.
اما واقعیت این است
که زندگی تکرار شب و روز است.

تک جمله (۱۳):
زندگی مثل دریاست پر از حرکت های آرام و موج های ریز و درشت.

تک جمله (۱۴):
یک وقت فقط خودت مهم هستی،
یک وقت اصلا خودی نباید وجود داشته باشه تا مهم باشه.

2 نظرات
  1. فرزانگان می گوید

    به نظر من این کتاب خییییلی زیبا و آموزنده بود

  2. ز می گوید

    این کتاب خیلیییی عاااالیه من عاشقشم چندبارم خوندمش تا حالا ممنون که معرفیش کردین

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.